بحران اعتماد به آمریکا و ضرورت بازتعریف جایگاه کردها در نظم در حال ظهور خاورمیانه/ منصور اولی

سرویس ایران- در نگاه نخست، اظهارات تام باراک درباره نادرست بودن برخی ادعاها پیرامون نقش کردها در تنش‌های آمریکا و ایران، خصوصا مسئله بسیار مهم دادن سلاح به بخشی از آنها، شاید صرفاً یک موضع‌گیری دیپلماتیک به نظر برسد. اما در واقع، اهمیت این اظهارات نه در محتوای آن، بلکه در زمینه ژئوپلیتیکی‌ای نهفته است که این سخنان در آن مطرح می‌شود.

کردپرس- خاورمیانه امروز در میانه یکی از عمیق‌ترین تحولات ساختاری خود از زمان پایان جنگ سرد قرار دارد. نظم منطقه‌ای که طی سه دهه گذشته بر محور برتری آمریکا شکل گرفته بود، به تدریج جای خود را به ساختاری پیچیده‌تر، چندلایه‌تر و چندقطبی‌تر می‌دهد. در چنین شرایطی، تمامی بازیگران منطقه ناچار به بازنگری در محاسبات راهبردی خود هستند.

برای کردها نیز پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا واشنگتن متحد قابل اعتمادی است یا خیر؛ بلکه این است که در شرایطی که کل ساختار قدرت منطقه در حال تغییر است، چه نوع راهبردی می‌تواند منافع کردها را در دهه‌های آینده تضمین کند.

پایان تدریجی نظم آمریکامحور در خاورمیانه

از زمان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ تا حدود یک دهه پیش، آمریکا بازیگر مسلط خاورمیانه بود. تقریباً تمام بازیگران منطقه‌ای، از دولت‌ها گرفته تا نیروهای غیردولتی، استراتژی خود را بر اساس نحوه تعامل با واشنگتن تنظیم می‌کردند.

در همین چارچوب بود که اقلیم کردستان عراق توانست تحت چتر امنیتی آمریکا به یکی از باثبات‌ترین مناطق عراق تبدیل شود و نیروهای کردی سوریه نیز در چارچوب مبارزه با داعش به شریک اصلی واشنگتن در میدان نبرد بدل شدند.

اما از اواخر دهه گذشته، نشانه‌های یک تحول تدریجی آشکار شد. آمریکا دیگر تمایل گذشته را برای ایفای نقش «پلیس خاورمیانه» ندارد. اولویت‌های استراتژیک واشنگتن به سمت رقابت با چین، مهار روسیه و مسائل حوزه اقیانوس آرام منتقل شده است. این تحول به معنای خروج کامل آمریکا از منطقه نیست، اما به معنای کاهش تعهدات مستقیم و افزایش تمایل به مدیریت غیرمستقیم بحران‌هاست.

برای کردها، این تحول یک پیام روشن دارد: دوران اتکای مطلق به چتر امنیتی آمریکا رو به پایان است.

کردها و مسئله ژئوپلیتیک

برای درک موقعیت کنونی کردها باید به یک واقعیت بنیادین توجه کرد. کردها صرفاً یک اقلیت قومی نیستند؛ آنها مردمی از نظر زیست جغرافیایی  با موقعیت ژئوپلیتیکی هستند.

در نظریه‌های ژئوپلیتیک، ملت‌های ژئوپلیتیکی به جوامعی گفته می‌شود که موقعیت جغرافیایی آنها نقشی فراتر از وزن جمعیتی‌شان در معادلات منطقه‌ای ایجاد می‌کند. موقعیت جغرافیایی کردستان در قلب هلال حاصل‌خیز، میان آناتولی، بین‌النهرین و فلات ایران، باعث شده که مسئله کرد همواره با امنیت منطقه‌ای گره بخورد.

در نتیجه، کردها همواره دو نوع ارزش برای قدرت‌های بزرگ داشته‌اند:

نخست ارزش ژئوپلیتیکی؛ به عنوان بازیگری که می‌تواند بر موازنه قدرت منطقه اثر بگذارد.

دوم ارزش ژئواستراتژیک؛ به عنوان نیرویی که می‌تواند در مدیریت بحران‌ها، مبارزه با افراط‌ گرایی یا ایجاد ثبات در مناطق حساس ایفای نقش کند.

اما همین اهمیت ژئوپلیتیکی، یک آسیب‌پذیری مزمن نیز ایجاد کرده است. هرگاه موازنه قدرت تغییر کرده، نگاه قدرت‌های خارجی به کردها نیز تغییر یافته است.

چرا بحران اعتماد میان کردها و آمریکا عمیق‌تر از یک اختلاف سیاسی است؟

بسیاری از تحلیل‌ها بحران اعتماد میان بخشی از جامعه کردی و آمریکا را به تصمیمات دوران ترامپ محدود می‌کنند. این نگاه اگرچه بخشی از واقعیت را توضیح می‌دهد، اما مسئله عمیق‌تر از یک رئیس‌جمهور یا یک دولت است.

مشکل اصلی در عدم تقارن منافع نهفته است. برای کردها، امنیت و آینده سیاسی یک مسئله وجودی است. اما برای آمریکا، مسئله کرد تنها یکی از ده‌ها پرونده سیاست خارجی محسوب می‌شود.

زمانی که یک طرف رابطه، مسئله را در سطح بقا تعریف می‌کند و طرف دیگر آن را در سطح مدیریت منافع، به طور طبیعی انتظارات دو طرف از اتحاد یکسان نخواهد بود.

به همین دلیل است که هر بار تغییر در اولویت‌های آمریکا، در جامعه کردی به عنوان «رها شدن» تعبیر می‌شود، در حالی که در نگاه واشنگتن این تنها یک بازتنظیم استراتژیک تلقی می‌شود.

ترکیه و بازتعریف موازنه‌های منطقه‌ای

یکی از مهم‌ترین متغیرهای دهه آینده برای کردها، نقش ترکیه خواهد بود.

آنکارا دیگر صرفاً یک قدرت منطقه‌ای نیست؛ بلکه تلاش می‌کند به یکی از معماران نظم جدید خاورمیانه تبدیل شود. سیاست خارجی ترکیه در عراق، سوریه، قفقاز، مدیترانه شرقی و حتی آفریقا نشان می‌دهد که این کشور در حال گسترش عمق راهبردی خود است.

این تحول برای کردها دو پیامد متناقض دارد.از یک سو، فشارهای امنیتی بر نیروهای کردی افزایش می‌یابد و از سوی دیگر، اهمیت ژئوپلیتیکی کردها برای بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی نیز بیشتر می‌شود. به بیان دیگر، همان عاملی که تهدید ایجاد می‌کند، می‌تواند فرصت نیز خلق کند.

عصر موازنه‌سازی هوشمند

اگر دهه‌های گذشته عصر جست‌وجوی حامی خارجی بود، دهه‌های آینده احتمالاً عصر موازنه‌سازی خواهد بود. موازنه‌سازی به معنای قرار گرفتن در اردوگاه یک قدرت علیه قدرت دیگر نیست؛ بلکه به معنای حفظ همزمان کانال‌های ارتباطی با بازیگران مختلف و جلوگیری از وابستگی انحصاری به هر یک از آنهاست.

در نظم جدید، بازیگر موفق کسی نیست که متحدان بیشتری داشته باشد؛ بلکه بازیگری موفق است که کمترین وابستگی را به تصمیمات دیگران داشته باشد.این همان درسی است که بسیاری از قدرت‌های متوسط جهان طی سال‌های اخیر آموخته‌اند.

شکاف میان قدرت نظامی و قدرت سیاسی

یکی از چالش‌های تاریخی جنبش کردی، فاصله میان قدرت میدانی و قدرت سیاسی بوده است. کردها در مقاطع مختلف توانسته‌اند ظرفیت‌های نظامی و امنیتی قابل توجهی ایجاد کنند، اما تبدیل این ظرفیت به دستاوردهای پایدار سیاسی همواره دشوار بوده است.

در جهان امروز، مشروعیت بین‌المللی، نهادهای کارآمد، توسعه اقتصادی، حکمرانی خوب و انسجام اجتماعی به اندازه قدرت نظامی اهمیت دارند. در واقع، قدرت سخت بدون قدرت نهادی نمی‌تواند امنیت پایدار ایجاد کند.

آینده مسئله کرد در نظم جدید خاورمیانه

احتمالاً مهم‌ترین تحول پیش روی کردها در دهه آینده، انتقال از موقعیت «موضوع رقابت قدرت‌ها» به موقعیت «بازیگر مستقل منطقه‌ای» خواهد بود. این گذار آسان نخواهد بود. زیرا مستلزم تغییر در بسیاری از الگوهای سنتی سیاست‌ورزی کردی است.

اما در عین حال، فرصت‌های بی‌سابقه‌ای نیز فراهم کرده است. نظم قدیم خاورمیانه در حال فرسایش است و نظم جدید هنوز به طور کامل شکل نگرفته است. چنین دوره‌هایی در تاریخ، بهترین فرصت را برای بازیگرانی فراهم می‌کنند که بتوانند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند.

قرن بیست‌ویکم و آزمون بلوغ ژئوپلیتیکی کردها

اظهارات تام باراک ممکن است ظرف چند روز از تیتر رسانه‌ها خارج شود، اما پرسش‌هایی که این اظهارات دوباره مطرح کرده‌اند برای سال‌ها باقی خواهند ماند.

کردها در آستانه ورود به مرحله‌ای جدید از تاریخ سیاسی خود قرار دارند. مرحله‌ای که در آن موفقیت نه با میزان نزدیکی به واشنگتن، مسکو، آنکارا، تهران یا هر قدرت دیگری، بلکه با توانایی ایجاد موازنه، تقویت نهادهای داخلی، افزایش مشروعیت سیاسی و تبدیل سرمایه ژئوپلیتیکی به قدرت پایدار سنجیده خواهد شد.

شاید مهم‌ترین واقعیت نظم جدید خاورمیانه این باشد که دوران «حمایت شدن» رو به پایان است و دوران «قدرت شدن» آغاز می‌شود. پرسش اساسی پیش روی کردها نیز همین است: آیا آنها می‌توانند از یک متحد میدانی برای قدرت‌های بزرگ، به یک بازیگر مستقل و تعیین‌کننده در معادلات منطقه‌ای تبدیل شوند؟ پاسخ به این پرسش، سرنوشت مسئله کرد در دهه‌های آینده را رقم خواهد زد.

کد مطلب 2796517

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha