پس از توافق؛ مرزهای غربی را فراموش نکنیم/ **منصور اولی

سرویس ایران - تحولات سیاسی معمولاً نگاه سیاست‌گذاران را به سمت فرصت‌های جدید معطوف می‌کند. این یک واکنش طبیعی است.

کرد پرس- هنگامی که چشم‌انداز کاهش تنش‌های بین‌المللی، رفع بخشی از محدودیت‌های اقتصادی و گسترش روابط تجاری پدیدار می‌شود، توجه افکار عمومی و تصمیم‌گیران نیز به سمت افق‌های تازه جلب می‌شود. اما در چنین مقاطعی یک خطر مهم وجود دارد؛ اینکه ظرفیت‌ها و مزیت‌هایی که در دوران بحران و فشار شکل گرفته یا اهمیت خود را نشان داده‌اند، به حاشیه رانده شوند.

اگر روابط ایران و آمریکا به سمت توافق و کاهش تنش حرکت کند، یکی از این ظرفیت‌ها که نباید از نگاه برنامه‌ریزان اقتصادی دور بماند، مرزهای غربی کشور است. مرزهای استان‌های کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه در بحران های  اخیر ثابت کردند که صرفاً گذرگاه‌هایی برای تجارت محلی نیستند، بلکه بخشی از زیرساخت راهبردی اقتصاد ایران به شمار می‌روند؛ زیرساختی که در شرایط دشوار توانست به حفظ جریان تجارت، تأمین نیازهای بازار و افزایش تاب‌آوری اقتصاد ملی کمک کند.
در سال‌های گذشته، هر زمان که تجارت دریایی ایران با تهدید یا محدودیت مواجه شد، اهمیت مسیرهای زمینی بیش از گذشته آشکار شد. تنش‌های منطقه‌ای، نگرانی درباره امنیت تردد کشتی‌ها در خلیج فارس و تنگه هرمز، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و ریسک‌های ناشی از تحریم‌ها، همگی این واقعیت را یادآوری کردند که اقتصاد ایران برای پایداری خود نیازمند تنوع در مسیرهای تجاری است. در چنین شرایطی، مرزهای غربی به یکی از مهم‌ترین سوپاپ‌های اطمینان اقتصاد کشور تبدیل شدند.
اما اهمیت این مناطق تنها به دوران تحریم و بحران محدود نمی‌شود. اشتباه بزرگی خواهد بود اگر تصور کنیم با عادی شدن شرایط، ارزش اقتصادی این مرزها نیز کاهش می‌یابد. مزیت اصلی مرزهای غربی از جغرافیا سرچشمه می‌گیرد، نه از تحریم. جغرافیا نیز برخلاف تحولات سیاسی، یک مزیت پایدار و بلندمدت است.
در میان همسایگان ایران، عراق جایگاهی ویژه دارد. این کشور طی دو دهه گذشته یکی از بزرگ‌ترین مقاصد صادرات غیرنفتی ایران بوده است. میلیون‌ها مصرف‌کننده عراقی، نیاز گسترده به کالاهای صنعتی، مصالح ساختمانی، محصولات کشاورزی، مواد غذایی، خدمات فنی و مهندسی و همچنین پیوندهای فرهنگی و اجتماعی عمیق میان دو کشور، بازار عراق را به بازاری کم‌نظیر برای تولیدکنندگان ایرانی تبدیل کرده است. بخش قابل توجهی از این ارتباط اقتصادی از طریق مرزهای کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه شکل می‌گیرد.
در واقع این مرزها دروازه ورود ایران به بازاری هستند که در بسیاری از حوزه‌ها مزیت رقابتی طبیعی برای کالاهای ایرانی ایجاد می‌کند. هزینه حمل‌ونقل پایین‌تر نسبت به رقبای دوردست، شناخت متقابل بازارها و شبکه گسترده فعالان اقتصادی دو طرف مرز، مزیت‌هایی هستند که حتی در فضای بدون تحریم نیز حفظ خواهند شد. به همین دلیل توسعه این مرزها نباید یک سیاست مقطعی تلقی شود، بلکه باید بخشی از استراتژی بلندمدت توسعه صادرات غیرنفتی کشور باشد.
نکته مهم دیگر، نقش این مناطق در امنیت اقتصادی کشور است. در ادبیات جدید توسعه، مفهوم «تاب‌آوری اقتصادی» اهمیت فراوانی یافته است. اقتصادهای تاب‌آور اقتصادهایی هستند که در برابر شوک‌های خارجی، جنگ‌ها، بحران‌های سیاسی و اختلال در زنجیره‌های تأمین، انعطاف‌پذیری بیشتری دارند. یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد تاب‌آوری، تنوع‌بخشی به مسیرهای تجارت و لجستیک است.
ایران به واسطه موقعیت جغرافیایی خود این امکان را دارد که هم از ظرفیت بنادر جنوبی بهره ببرد و هم از مزیت مرزهای زمینی. تجربه سال‌های اخیر نشان داد که نگاه تک‌بعدی به تجارت خارجی می‌تواند آسیب‌پذیری کشور را افزایش دهد. مرزهای غربی نه جایگزین بنادر جنوبی، بلکه مکمل آنها هستند. هر اندازه این دو ظرفیت در کنار یکدیگر توسعه یابند، اقتصاد ملی از امنیت و انعطاف بیشتری برخوردار خواهد شد.
در عین حال، اهمیت مرزهای غربی تنها به صادرات و واردات محدود نمی‌شود. این مناطق می‌توانند در آینده به یکی از مهم‌ترین مراکز لجستیکی و ترانزیتی کشور تبدیل شوند. در شرایطی که رقابت منطقه‌ای برای جذب کریدورهای حمل‌ونقل شدت گرفته است، ایران نباید از مزیت جغرافیایی غرب کشور غافل شود. توسعه شبکه ریلی به مرزها، نوسازی پایانه‌های تجاری، ایجاد مراکز لجستیک مدرن، مناطق ویژه اقتصادی و شهرک‌های صنعتی صادرات‌محور می‌تواند جایگاه این استان‌ها را در اقتصاد ملی متحول کند.
از منظر توسعه منطقه‌ای نیز اهمیت این موضوع دوچندان است. استان‌های مرزی غرب کشور سال‌هاست که با چالش‌هایی نظیر نرخ بالاتر بیکاری، کمبود سرمایه‌گذاری و مهاجرت نیروی انسانی مواجه‌اند. رونق تجارت و ترانزیت می‌تواند موتور محرک اشتغال، سرمایه‌گذاری و توسعه پایدار در این مناطق باشد. تجربه بسیاری از کشورهای جهان نشان می‌دهد که مناطق مرزی، اگر به درستی مدیریت شوند، به جای آنکه حاشیه اقتصاد باشند، می‌توانند به کانون رشد اقتصادی تبدیل شوند.
در واقع، سرمایه‌گذاری در مرزهای غربی تنها یک تصمیم اقتصادی نیست؛ یک انتخاب راهبردی برای تقویت انسجام ملی، کاهش نابرابری‌های منطقه‌ای و افزایش امنیت پایدار نیز محسوب می‌شود. توسعه این مناطق به معنای ایجاد فرصت برای جوانان، افزایش درآمد خانوارها و تبدیل مرز از یک خط جغرافیایی به یک پیشران توسعه است.
اکنون که بحث توافق و گشایش اقتصادی مطرح است، زمان آن رسیده که سیاست‌گذاران با نگاهی فراتر از مسائل روزمره به آینده بیندیشند. توافق، اگر حاصل شود، نباید به معنای بازگشت به الگوهای گذشته و تمرکز صرف بر مسیرهای سنتی تجارت باشد. برعکس، گشایش اقتصادی باید فرصتی برای تکمیل و تقویت ظرفیت‌هایی باشد که در سال‌های دشوار ارزش خود را ثابت کرده‌اند.
مرزهای غربی ایران یکی از مهم‌ترین این ظرفیت‌ها هستند. آنها در دوران فشار، نقش ضربه‌گیر اقتصاد را ایفا کردند و در دوران ثبات نیز می‌توانند به موتور رشد صادرات، ترانزیت و توسعه منطقه‌ای تبدیل شوند. هنر حکمرانی اقتصادی آن است که مزیت‌های کشف‌شده در روزهای بحران را در دوران رونق نیز حفظ کند. اگر چنین نگاهی بر سیاست‌گذاری کشور حاکم شود، مرزهای غربی نه تنها یادگاری از دوران سختی، بلکه یکی از ستون‌های اصلی اقتصاد ایران در دهه‌های آینده خواهند بود.

**کارشناس رسانه 

کد مطلب 2796412

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha